عبد الرزاق اللاهيجي
329
گوهر مراد ( فارسى )
و ببايد دانست كه بعضى گمان ورود مفاسد مذهب جبر بر اين مذهب نيز كردهاند و اين توهّم محض است ؛ چه اعظم مفاسد جبر دو مفسده است : يكى مخالفت بديهيّه در استناد افعال ما به اراده ما ، و ظاهر است كه ورود اين مفسده بر مذهب مختار صورتى ندارد . و دوّم بطلان وعد و وعيد و ثواب و عقاب ، و ورود اين مفسده خالى از صورتى نيست ، لكن مندفع است . اما تقرير صورت ورودش « 1 » آنكه ، چه فرق است در قبح وعد به ثواب ؛ و وعيد به عقاب ميان اينكه ، فاعل وعد « 2 » و وعيد خود فاعل بىواسطه فعل نيز باشد و ميان آنكه فاعل به واسطهء فعل باشد و وجوب فعل مستند به او شود و بدون استناد به او واجب نشود ؟ و اما تقدير دفع آنكه در صورت فاعليّت بىواسطه وعد و وعيد را اثرى در صدور فعل اصلا متصور نشود ، و در صورت فاعليت به واسطه ، وعد و وعيد از اسباب متوسّطه و وسايط « 3 » وجود فعل باشند ؛ و چون وجود وعد و وعيد كه از جملهء دواعى انبعاث ارادهء فعل جميل و انزجار از فعل قبيح است ، واجب باشد ، از حكيم تعالى شأنه تصديق وعد و وعيد نيز كه موجب ترتّب ثواب و عقاب است ، واجب باشد و قبحى در هيچ صورت اصلا لازم نيايد . اگر گويند با وجوب اختيار ، اختيار را چه اثر ؟ گوييم اثر اختيار همين بس كه فعل به آن اختيارى شود ، نه اضطرارى ؛ چه فعل اختيارى آن است كه مبدأش اختيار باشد . اگر گويند چون فعل واجب شود ايجاب لازم آيد ، گوييم : مراد از
--> ( 1 ) الف : وقوعش . ( 2 ) ج : « فاعل وعد وعيد خود فاعل بىواسطهء فعل نيز باشد و ميان آنكه » ندارد . ( 3 ) ب : « و وسايط » ندارد .